دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷
نظرات: ۱
۰
-
[سیدمحمدکاظم سجادپور] هیروشیما، سلاح هسته‌ای و روابط بین‌الملل

هشتاد و یکمین سالگرد بمباران هسته‌ای هیروشیما در حالی برگزار شد که روابط بین‌المللی امروز، به گونه‌ای متفاوت با سلاح‌های هسته‌ای نسبت به گذشته روبرو شده است.

در ۶ اوت ۱۹۴۵ (۱۵ مرداد ۱۳۲۴)، آمریکا، هیروشیما را بمباران هسته‌ای کرد و ۱۴۰ هزار نفر ژاپنی درجا کشته شدند. سه روز بعد یعنی ۹ اوت ، شهر ناکازاکی بمباران هسته‌ای شد و ۷۰ هزار ژاپنی کشته شدند. کشتار ۰۰۰/۲۱۰ نفر ژاپنی و آسیب‌دیدن صد هزار نفر دیگر، بی‌تردید فقط، نقطه عطفی در تاریخ جنگ جهانی دوم، بلکه نقطه عطفی در تاریخ  روابط بین‌الملل است.

در بیش از هشتاد سال گذشته ـ عنصر هسته‌ای، به طور پیوسته‌ای در مناسبات بین‌المللی حضور داشته است. جهان بعد از هیروشیما و ناکازاکی، جهان سلاح هسته‌ای است و بدون درک تحولات مربوط به سلاح‌های هسته‌ای، روابط بین‌المللی معاصر قابل درک نیست.

اما چگونه می‌توان نسبت سلاح‌های هسته‌ای و روابط بین‌المللی معاصر را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارداد؟ در پاسخ باید گفت سلاح‌های هسته‌ای به‌طور گسترده‌ای بر فهم و مدیریت روابط بین‌المللی اثر گذاشته‌اند به‌گونه‌ای که می‌توان، نه فقط یک یا چند موضوع هسته‌ای را با روابط بین‌المللی پیوند ‌داد، بلکه ما با مجموعه‌ها و منظومه‌های از موضوعاتی در این گستره روبرو هستیم.

برای سهولت تحلیل می‌توان حداقل سه مجموعه و منظومه انسانی و اخلاقی، نظریه «سیاسی»، «استراتژیک»و منظومه «کنش‌ها و روندهای جدید» در نسبت بین سلاح‌های هسته‌ای و روابط بین‌المللی را شناسائی کرد.

در منظومه انسانی و اخلاقی باید گفت که فاجعه‌ای که در هیروشیما و ناکازاکی رخ داد، با هیچ حادثه و رخداد دیگری در جنگ‌ها قابل مقایسه نیست. بله این تکنولوژی هسته‌ای بود که در پروژه موسوم به منهتن در آمریکا، توسعه پیدا کرده بود. اما تکنولوژی تخریب گسترده شهرها، توسط تصمیم ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا نهائی شد.

مجموعه‌ای از تصمیمات انسانی بود که انسان‌های دیگر به صورت انبوه یک جا کشت، تاریخ‌نگاری استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ژاپن، در چند دهه گذشته، مورد تجدیدنظر قرار گرفته و سوالات بی‌پاسخی را طرح کرده است. یکی از این سوالات آن است که اصلا، این بمباران هسته‌ای ضروری بود ؟ ژاپن که نقداً از نظر استراتژیک، ضعیف شده بود  و امکان پیروزی نداشت، چرا آمریکا بمب هسته‌ای  را به کار برد ؟ محاسبه انسانی در این میان حائز اهمیت است.

فراتر از مسئولیت انسانی و تصمیم به بمباران هسته‌ای، کشتار بیش از۲۰۰ هزار انسان، از آن زمان تا به حال، امواج گوناگونی را در عرصه‌های مخالفت انسانی با استفاده از بمب هسته‌ای به همراه داشته است. به گونه‌ای که می‌توان گفت لشکری از مخالفین ضد جنگ و به کارگیری سلاح هسته‌ای در دنیا به وجود آمده است.

سازمان و نهادهای غیردولتی  ولی فعال، اعضای جامعه ضد جنگ هسته‌ای را تشکیل می‌دهند. یکی از برجسته‌ترین آنها سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد و پاگراشی است. فعالیت‌های ضد جنگ دو عرصه را مورد توجه قرار داده‌اند. یکی از این عرصه‌ها، عرصه اخلاقی است.

بدین‌معنی که جنگ هسته‌ای و بکاربردن سلاح‌های هسته‌ای، اساساً غیراخلاقی است. عرصه دیگر، فعالیت‌های حقوقی است. یکی از برجسته‌ترین مورد حقوقی، طرح بحث مشورتی در دیوان دادگستری بین‌المللی در ۱۹۹۶، در خصوص غیرقانونی بودن به کار بردن سلاح‌های هسته‌ای است که البته نظر مشورتی ایران خود دارای رسیدگی‌های قابل توجهی است. مخالفت انسانی با استفاده از سلاح هسته‌ای، به عنوان یک جریان نیرومند، به حیات بین‌المللی خود ادامه خواهد داد.

اما این همه داستان نیست. بعد از بکارگیری سلاح‌های هسته‌ای، ما با مجموعه‌ای از ادبیات نوشتار سیاسی و استراتژیک در خصوص سلاح‌های هسته‌ای روبرو هستیم. در این خصوص، تولید، نگهداری و توسعه سلاح‌های هسته‌ای، منظومه و مجموعه‌ای از واژگان اختصاصی را وارد رشته روابط بین‌الملل کرده است. عمده‌ترین مفهوم استراتژیک، بازدارندگی هسته‌ای و نگاه به سلاح هسته‌ای به عنوان عامل بازدارنده جنگ می‌باشد . در این خصوص عبارت ترکیبی «نابودی حتمی متقابل» بسیار جدی است. بدین معنی که اگر یک طرف سلاح هسته‌ای استفاده کند، طرف مقابل نیز استفاده کرده و هر دو طرف نابود می‌شوند.

این مفهوم استراتژیک، مخصوصاً در ایجاد ثبات استراتژیک بین قدرت‌های هسته‌ای شده است مبنی بر اینکه بازدارندگی هسته‌ای، نوعی محاسبه عقلانی از سود و زیان است ولی آیا همه تصمیمات استراتژیک، بر مبنای عقلانیت است ؟ آیا امکان اشتباه وجود دارد؟ دو ابر قدرت آمریکا و شوروی در اوایل دهه شصت میلادی در قضیه استقرار موشک‌هایی با کلاهک هسته‌ای در آستانه برخورد هسته‌ای قرار گرفته بودند و البته بعد از آن، به اجبار به ثبات استراتژیک هسته ای تن دادند.

از نظر استراتژیک، مجموعه و منظومه‌ای در حوزه هسته‌ای شکل گرفته که از آن می‌توان به عنوان نظام هسته‌ای در روابط بین‌المللی یاد کرد که شامل هنجارها، نهادها، روش‌ها و رویکردهای خاص برای حفظ برتری هسته‌ای قدرت‌های بزرگ است. اما این انحصار بهم ریخته و نظام مزبور دچار شکاف‌ها و تنش‌ها شده است.

اما این تنش‌ها، در کمتر موردی مانند سالیان اخیر برجسته شده‌اند. یکی از شاخص‌های روزهای جاری، پایان یافتن معاهده استارت دو در ۲۰۲۶ بین آمریکا و روسیه و عدم تعهد به کاهش زرادخانه هسته‌ای است که دو طرف به آن رو آورده‌اند.

بدتر از این روند، عادی‌سازی استفاده از سلاح‌های هسته‌ای است و جالب آنکه این پدیده در روسیه و آمریکا مشاهده می‌شود. در روسیه، کاراناگف، اندیشمند روابط بین‌المللی، استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی در جنگ اوکراین را ضروری می‌داند و در آمریکا استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی در جنگ‌های منطقه‌ای، در حال مطرح شدن و عادی‌سازی‌شدن می‌باشد.

هر چه هست سلاح‌های هسته‌ای در روابط بین‌المللی معاصر، نسبتی مستقیم، جدا اما چند لایه دارند. سالگرد استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در هیروشیما و ناکازاکی، زبانی برای اندیشیدن پیرامون این نسبت و مدیریت آن می‌باشد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • نیره گواسی IR ۰۹:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۹
    می‌تواند خطرناک ناگوار گندبار به سوی دیگری رود

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی